محمد حسن خان اعتماد السلطنه
806
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
شريفه كه بسيار بىادبى است و نهايت جسارت است . » ( ص 128 ) گستردهترين وصفى كه از شهرهاى ايران درين سفرنامه مىبينيم از آن كرمانشاه و كاخ و ساختمانهاى مشهور به « عماديه » در نزديكى آنجاست . نوشتهء ناصر الدين براى تاريخ شهر كرمانشاه و بازيافتن وضع گذشتهء عماديه سندى گويا و روشن است و نمونهء توصيفى خوب است از وضع تاريخى يك شهر ايران در عصر ناصرى . نكتههاى تاريخى اين سفرنامه كوتاه است ولى همه مفيد مانند ضبط نام كسانى كه « پول هندى » را ميان طلبههاى عتبات تقسيم مىكردهاند ( ص 132 ، 135 ) ، نام بعضى از شاهزادگان قاجار و بازماندگانشان كه از دورهء فتحعلى شاه و محمد شاه به شهرهاى زيارتى تبعيد شده و يا پناه جسته بودهاند . از مهمترين همه عباس ميرزا ملكآراست كه درين سفر با ناصر الدين شاه ديدار مىكند و در قسمتى از سفر افتخار همراهى مىيابد . در صفحهء 129 بر اين آگاهى عمده دست مىيابيم كه خزانهء نجف ، پس از بازديد ناصر الدين شاه و صورتبردارى توسط نمايندگان دو دولت ايران و عثمانى مهر مىشود ، و حكايت از آن دارد كه تا آن زمان دولت ايران به نحوى در امور عتبات دخالت داشته است . مىنويسد : « امروز گفتم خزانهء حضرت را كه از ايام وهابى الى حال بسته است و قريب هفتاد سال مىشود كسى باز نكرده باز كنند . اسباب موجوده را از جواهر و طلا و ساير ثبت كنند . دوباره از جانب ايران و عثمانى مهر مىشود . از حيفوميل و كسر و نقصان محفوظ بماند . . . » ( ص 129 ) از همينگونه است نكتهاى دربارهء سنگر نادر شاه در حدود بيستون ( ص 56 ) و بيان وضع گنبد و ايوان مزار محمد عابد نزديك آشتيان كه آنجا را از « بناهاى خيلى كهنه » مىداند و اگر پس از آن دوبارهسازى نشده باشد بايد رفت و ديد كه آن بنا تا چه اندازه « كهنه » و از آنچه قرنى است . نكتههاى اجتماعى در اين سفرنامه كم است مگر آنچه بطور اتفاقى به نگارش درآمده باشد . چون در آن سال سفر ، تنگى آذوقه در اغلب شهرهاى ايران بود گاهبهگاه در اين سفرنامه به وضع قحطى و سختى زندگى مردم مخصوصا در تهران ، خراسان ، اصفهان و يزد اشاراتى شده است ( صفحات 23 ، 185 ، 202 و جز آنها ديده شود ) . تعجب است كه ناصر الدين به هنگام سختى و قحطى به اين سفر رفت و البته در افكار عمومى ، اين سفر اگرچه بهعنوان زيارت بود جنبهء دلپسند و خوشامدى نداشت . طبعا همه مىگفتهاند چراغى كه به خانه رواست به مسجد حرام است . جنبهء جغرافيائى سفرنامه از جنبهء تاريخى آن زيادترست . ناصر الدين شاه در اغلب جاها « هيأت ارضى » بيابانها و كوهها و درهها و راهها را نوشته و ريگ بومى و سنگلاخى و علفزارى و چشمهسارى هر جاى را به روشنى بيان كرده است و ازين حيث دقت و توجه او را مىنماياند . جز اين وضع دهات سر راه و حتى نام آباديهاى